هوش هیجانی کودک | جان گاتمن و جون دکلر

هوش هیجانی کودک | جان گاتمن و جون دکلر

قیمت اصلی: 680,000 تومان بود.قیمت فعلی: 340,000 تومان.

اطلاعات کتاب

کتاب هوش هیجانی کودک اثر جان گاتمن و جون دکلر درباره مربیگری هیجانی، تنظیم احساسات، همدلی و ارتباط بهتر والد و کودک است.

شناسه محصول: 2084
توضیحات

کتاب هوش هیجانی کودک؛ چگونه به فرزندمان کمک کنیم احساساتش را بشناسد و مدیریت کند؟

کودکی که عصبانی می‌شود، می‌ترسد، حسادت می‌کند یا از چیزی ناراحت است الزاماً نمی‌داند با این احساس چه کاری انجام دهد. حتی ممکن است خودش نتواند توضیح دهد چرا چنین حسی دارد. در این لحظات، واکنش والد می‌تواند فقط به خاموش کردن رفتار محدود شود یا فرصتی برای یادگیری یک مهارت ماندگار ایجاد کند. کتاب هوش هیجانی کودک اثر جان گاتمن و جون دکلر دقیقاً روی همین فرصت‌ها تمرکز دارد. #فرزندپروری

ایده اصلی کتاب این است که کودکان می‌توانند به مرور یاد بگیرند احساسات خود را تشخیص دهند، برای آن‌ها نام پیدا کنند، درباره‌شان صحبت کنند و واکنش مناسب‌تری نشان دهند. والد در این مسیر نقش «مربی هیجان» را دارد؛ یعنی نه احساس کودک را انکار می‌کند و نه اجازه می‌دهد هر رفتاری به بهانه احساسات پذیرفته شود. Goodreads

کتاب هوش هیجانی کودک درباره موضوعاتی مانند تنظیم هیجان کودک، همدلی، خشم کودکان، ارتباط والد و فرزند، نام گذاری احساسات و مربیگری هیجانی است و به والد کمک می‌کند لحظات دشوار عاطفی را فقط مشکل نبیند، بلکه آن‌ها را فرصتی برای آموزش نیز در نظر بگیرد.

کتاب هوش هیجانی کودک

یکی از مهم‌ترین مفاهیم کتاب هوش هیجانی کودک این است که احساس و رفتار یک چیز نیستند.

کودک می‌تواند عصبانی باشد؛ عصبانی بودن به خودی خود مشکلی ندارد. اما اجازه ندارد به دیگری آسیب بزند.

می‌تواند از خواهر یا برادرش حسادت کند؛ اما حسادت مجوز خراب کردن وسایل او نیست.

می‌تواند از رفتن به مدرسه بترسد؛ اما این ترس موضوعی است که باید شناخته و درباره آن صحبت شود، نه اینکه صرفاً با جمله «چیزی نیست» کنار گذاشته شود.

وقتی والد میان احساس و رفتار تفاوت قائل می‌شود، پیام مهمی به کودک می‌دهد: «احساس تو قابل پذیرش است، اما هنوز باید یاد بگیری با آن چه کار کنی.»

همین نگاه پایه چیزی است که جان گاتمن آن را Emotion Coaching یا مربیگری هیجانی می‌نامد.

مربیگری هیجانی یعنی چه؟

مربیگری هیجانی به این معنی نیست که والد برای هر ناراحتی فوراً راه‌حل پیدا کند.

گاهی نقش والد ابتدا فقط شناختن و شنیدن است.

در چارچوب مطرح‌شده در کتاب، این فرایند را می‌توان در چند مرحله مهم خلاصه کرد:

• متوجه احساس کودک شویم.
• لحظه هیجانی را فرصتی برای ارتباط بدانیم.
• با همدلی به کودک گوش کنیم.
• به او کمک کنیم برای احساسش نام پیدا کند.
• در صورت وجود رفتار نامناسب، مرز مشخص کنیم و برای حل مسئله همراهش باشیم.

این مراحل نشان می‌دهند هوش هیجانی کودک فقط با آموزش مستقیم ساخته نمی‌شود؛ بسیاری از درس‌های مهم زمانی اتفاق می‌افتند که کودک واقعاً عصبانی، غمگین یا ترسیده است.

چرا نام گذاری احساسات اهمیت دارد؟

تصور کنید کودک فقط می‌داند «حالم بد است».

اگر نتواند تفاوت میان خشم، ناامیدی، ترس، خجالت، حسادت یا تنهایی را تشخیص دهد، توضیح دادن تجربه‌اش نیز دشوارتر خواهد بود.

اینجاست که نام گذاری احساسات اهمیت پیدا می‌کند.

والد می‌تواند به جای گفتن «گریه نکن»، تلاش کند احساس کودک را بفهمد:

«به نظر می‌رسد ناراحتی چون بازی تمام شد.»

یا:

«فکر کنم از اینکه دوستت با کس دیگری بازی کرد احساس تنهایی کردی.»

هدف این نیست که والد همیشه احساس کودک را صددرصد درست حدس بزند. حتی اگر اشتباه کند، کودک می‌تواند بگوید «نه، من ناراحت نیستم، عصبانی‌ام.»

همین گفت‌وگو به رشد واژگان هیجانی او کمک می‌کند.

همه احساسات قابل قبول‌اند، اما همه رفتارها نه

یکی از سوءبرداشت‌های رایج درباره توجه به احساسات کودک این است که والد دیگر نباید محدودیتی ایجاد کند.

اما کتاب هوش هیجانی کودک چنین دیدگاهی ارائه نمی‌دهد.

کودک می‌تواند هر احساسی داشته باشد، اما بعضی رفتارها همچنان باید محدود شوند.

برای مثال:

«می‌دانم خیلی عصبانی هستی؛ اما اجازه نمی‌دهم من را بزنی.»

در این جمله دو اتفاق هم‌زمان رخ می‌دهد: احساس کودک دیده شده و مرز نیز حفظ شده است.

این ترکیب برای تربیت عاطفی کودک اهمیت زیادی دارد. اگر فقط مرز وجود داشته باشد و احساس نادیده گرفته شود، کودک ممکن است یاد بگیرد احساساتش نامناسب هستند. اگر فقط احساس پذیرفته شود و مرزی وجود نداشته باشد، یادگیری کنترل رفتار دشوارتر خواهد شد.

هنگام عصبانیت کودک چه کنیم؟

خشم کودکان یکی از موقعیت‌هایی است که صبر والد را به‌سرعت آزمایش می‌کند.

وقتی کودک فریاد می‌زند، طبیعی است که والد هم تحریک شود. اما سخنرانی طولانی در اوج عصبانیت معمولاً بهترین زمان برای آموزش نیست.

ابتدا باید وضعیت امن شود.

اگر کودک می‌زند یا چیزی پرتاب می‌کند، رفتار باید متوقف شود. پس از کاهش شدت هیجان می‌توان درباره آنچه اتفاق افتاده صحبت کرد.

والد می‌تواند کمک کند کودک بفهمد پیش از انفجار چه احساسی داشته و دفعه بعد چه گزینه‌های دیگری در اختیار دارد.

این فرایند تدریجی است. انتظار اینکه کودک پس از یک بار توضیح بتواند در تمام موقعیت‌ها خشمش را مدیریت کند واقع‌بینانه نیست.

تنظیم هیجان کودک مهارتی است که با تجربه، الگو گرفتن و تمرین رشد می‌کند.

همدلی با موافقت کردن فرق دارد

ممکن است کودک بخواهد شب دیرتر بخوابد و با مخالفت والد عصبانی شود.

همدلی به این معنی نیست که والد باید تصمیمش را تغییر دهد.

می‌توان گفت:

«می‌فهمم دوست داشتی بیشتر بیدار بمانی و ناراحتی که وقت خواب رسیده.»

و همچنان زمان خواب را حفظ کرد.

این تفاوت بسیار مهم است.

همدلی با کودک یعنی تجربه او را جدی بگیریم، نه اینکه برای جلوگیری از هر ناراحتی تمام قوانین را کنار بگذاریم.

گاهی کودک باید ناراحتی ناشی از یک «نه» را تجربه کند و در کنار والد یاد بگیرد از آن عبور کند.

چه زمانی نباید فوراً نصیحت کنیم؟

وقتی کودکی از یک اتفاق ناراحت است، بسیاری از والدین سریع وارد مرحله حل مسئله می‌شوند.

کودک می‌گوید:

«دوستم امروز با من بازی نکرد.»

و پاسخ فوری ممکن است این باشد:

«خب برو با یکی دیگه بازی کن.»

راه‌حل منطقی است، اما شاید کودک در آن لحظه هنوز به راه‌حل نیاز نداشته باشد.

گاهی ابتدا لازم است شنیده شود.

«خیلی ناراحت‌کننده بوده که احساس کردی تنها ماندی.»

بعد از اینکه کودک احساس کرد تجربه‌اش دیده شده، می‌توان پرسید:

«دوست داری درباره اینکه فردا چه کار می‌توانی بکنی فکر کنیم؟»

این تغییر کوچک می‌تواند کیفیت ارتباط والد و فرزند را متفاوت کند.

والد نیز باید احساسات خودش را بشناسد

کتاب هوش هیجانی کودک فقط درباره احساسات کودکان نیست.

نحوه برخورد والد با احساسات خودش نیز اهمیت زیادی دارد.

اگر بزرگسال خشم را احساس بد و ممنوعی بداند، ممکن است تحمل عصبانیت فرزند برایش دشوارتر باشد. اگر خودش هنگام ناراحتی همیشه سکوت کند، آموزش صحبت کردن درباره احساسات نیز سخت‌تر خواهد شد.

کودکان فقط از توضیحات والد یاد نمی‌گیرند؛ رفتار او را نیز مشاهده می‌کنند.

والدی که می‌تواند بگوید:

«الان عصبانی‌ام و چند دقیقه زمان می‌خواهم تا آرام‌تر شوم.»

عملاً الگویی از شناخت احساس و مدیریت رفتار ارائه می‌دهد.

این به معنی والد بی‌نقص نیست. هدف بیشتر این است که بزرگسال نیز نسبت به دنیای هیجانی خودش آگاهی بیشتری پیدا کند.

تربیت کودک با هوش هیجانی بالا به چه معناست؟

گاهی هوش هیجانی با آرام بودن همیشگی اشتباه گرفته می‌شود.

کودکی که هوش هیجانی بیشتری دارد الزاماً کمتر عصبانی یا ناراحت نمی‌شود. تفاوت در این است که به مرور بهتر می‌تواند بفهمد چه احساسی دارد و واکنش مناسب‌تری انتخاب کند.

ممکن است یاد بگیرد بگوید:

«عصبانی شدم چون نوبتم را گرفتی.»

به جای اینکه بلافاصله دیگری را هل دهد.

یا بتواند زمانی که از چیزی می‌ترسد، از یک بزرگسال کمک بخواهد.

این مهارت‌ها یک‌شبه ساخته نمی‌شوند و تفاوت‌های فردی کودکان نیز اهمیت دارند. هدف، ساختن کودکی نیست که احساسات منفی ندارد؛ هدف کمک به کودکی است که بتواند احساسات مختلف خود را بهتر بشناسد و مدیریت کند.

از کتاب هوش هیجانی کودک چه می‌آموزیم؟

• چگونه احساسات کودک را بهتر تشخیص دهیم.
• چرا احساسات منفی نباید فوراً سرکوب یا انکار شوند.
• چگونه از مربیگری هیجانی در موقعیت‌های واقعی استفاده کنیم.
• چرا نام گذاری احساسات به کودک کمک می‌کند درباره تجربه خود صحبت کند.
• چگونه میان پذیرش احساس و محدود کردن رفتار تفاوت بگذاریم.
• چرا همدلی همیشه به معنی موافقت با خواسته کودک نیست.
• چگونه با خشم، ترس، غم و ناامیدی کودک روبه‌رو شویم.
• چرا گوش دادن گاهی باید قبل از نصیحت و حل مسئله اتفاق بیفتد.
• چگونه آگاهی والد از احساسات خودش بر تربیت عاطفی کودک اثر می‌گذارد.
• چرا تنظیم هیجان کودک فرایندی تدریجی و نیازمند تمرین است.

درباره جان گاتمن و جون دکلر

جان گاتمن (John Gottman) روان‌شناس و پژوهشگری شناخته‌شده در حوزه روابط و تعاملات خانوادگی است. بخش قابل توجهی از فعالیت علمی و تألیفی او به بررسی روابط نزدیک، ارتباط و خانواده اختصاص داشته است.

جون دکلر (Joan DeClaire) نیز در تألیف این اثر با گاتمن همکاری کرده است.

نسخه اصلی کتاب هوش هیجانی کودک با عنوان Raising an Emotionally Intelligent Child: The Heart of Parenting منتشر شده و یکی از مفاهیم محوری آن روش پنج‌مرحله‌ای مربیگری هیجانی است.

کتاب در حوزه فرزندپروری و روان‌شناسی عمومی قرار می‌گیرد. در شرایطی که کودک مشکلات هیجانی یا رفتاری شدید و مداوم دارد، مطالعه کتاب جایگزین ارزیابی و حمایت تخصصی نیست.

کتاب هوش هیجانی کودک مناسب چه کسانی است؟

کتاب هوش هیجانی کودک می‌تواند برای این گروه‌ها مناسب باشد:

• والدینی که می‌خواهند احساسات فرزندشان را بهتر بفهمند.
• پدر و مادرهایی که با خشم و کج‌خلقی کودک روبه‌رو هستند.
• خانواده‌هایی که می‌خواهند درباره احساسات بیشتر گفت‌وگو کنند.
• والدینی که به دنبال روش‌هایی فراتر از تنبیه و پاداش هستند.
• افرادی که به رشد هوش هیجانی و مهارت‌های اجتماعی کودکان اهمیت می‌دهند.
• مربیان و مراقبانی که با کودکان کار می‌کنند.
• والدینی که می‌خواهند رابطه عاطفی عمیق‌تری با فرزندشان ایجاد کنند.

تفاوت هوش هیجانی کودک با نیک سرشت چیست؟

«نیک سرشت» اثر دکتر بکی کندی و کتاب هوش هیجانی کودک در چند موضوع مانند پذیرش احساسات، ارتباط والد و فرزند و مرزبندی هم‌پوشانی دارند، اما تمرکز آن‌ها کاملاً یکسان نیست.

کتاب جان گاتمن و جون دکلر مستقیماً روی مربیگری هیجانی و آموزش شناخت و مدیریت احساسات تمرکز دارد. «نیک سرشت» دامنه وسیع‌تری از مسائل فرزندپروری مانند رفتارهای دشوار، مرزبندی، ترمیم رابطه و شیوه نگاه والد به کودک را بررسی می‌کند.

برای والدینی که به موضوع احساسات و تنظیم هیجان علاقه دارند، این دو اثر می‌توانند مکمل یکدیگر باشند.

سوالات متداول درباره کتاب هوش هیجانی کودک

موضوع اصلی کتاب هوش هیجانی کودک چیست؟

موضوع اصلی کتاب کمک به والدین برای شناخت احساسات کودک و آموزش مهارت‌هایی مانند نام‌گذاری احساس، تنظیم هیجان، همدلی و حل مسئله است.

مربیگری هیجانی چیست؟

رویکردی است که در آن والد احساس کودک را می‌شناسد، با او همدلی می‌کند، به نام‌گذاری احساس کمک می‌کند و در کنار تعیین مرز، کودک را برای پیدا کردن راه‌حل همراهی می‌کند.

آیا پذیرش احساس کودک یعنی هر رفتاری را قبول کنیم؟

خیر. احساس می‌تواند پذیرفته شود، اما رفتار آسیب‌زننده همچنان محدود می‌شود.

آیا کتاب هوش هیجانی کودک فقط برای والدین کودکان خردسال است؟

خیر. اصول ارتباط هیجانی و گفت‌وگو درباره احساسات در مراحل مختلف رشد قابل استفاده‌اند، هرچند شیوه اجرای آن‌ها باید متناسب با سن کودک تغییر کند.

عنوان اصلی کتاب هوش هیجانی کودک چیست؟

عنوان اصلی کتاب هوش هیجانی کودک  Raising an Emotionally Intelligent Child: The Heart of Parenting نوشته John Gottman و Joan DeClaire است.

در مجموع، کتاب هوش هیجانی کودک به والد کمک می‌کند به جای جنگیدن با تمام احساسات ناخوشایند فرزند، به او یاد بدهد چگونه آن‌ها را بشناسد و مدیریت کند. خشم، ترس و ناراحتی قرار نیست از زندگی کودک حذف شوند؛ مهارتی که اهمیت دارد این است که کودک در کنار یک بزرگسال قابل اعتماد یاد بگیرد با این احساسات چه کار کند.

توضیحات تکمیلی
وزن 210 گرم
نویسنده

,

مترجم

انتشارات

یارنیک

موضوع

فرزندپروری

تعداد صفحات

۱۷۶ صفحه

قطع / نوع جلد

رقعی / شومیز

نوع کاغذ

بالک

شابک

978-622-4663-70-2

نظرات (0)

دیدگاهها

هیچ دیدگاهی برای این محصول نوشته نشده است.

اولین نفری باشید که دیدگاهی را ارسال می کنید برای “هوش هیجانی کودک | جان گاتمن و جون دکلر”

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

محصولات مشابه

دیدگاه‌ها

دیدگاهها

هیچ دیدگاهی برای این محصول نوشته نشده است.

اولین نفری باشید که دیدگاهی را ارسال می کنید برای “هوش هیجانی کودک | جان گاتمن و جون دکلر”

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *